خواهر زمستانی منخواهر زمستانی من، تا این لحظه: 19 سال و 7 ماه و 19 روز سن داره

خواهر زمستانی من

5 سال و10 ماه و15 روزگیت مبارک

گلم سلام امروز 5 سال 10 ماه و15 روزته وقتی بری مدرسه رابطه ریاضی را یاد میگیری مبارکت باشه گلم الهی 1000 ساله بشی زیر سایه مامان وبابا راستی آجی مهربانم امروز شما برای همه دوستات کلوچه بردی 30 تا خانم معلمتونم گفته بوده خیلی از مامانت تشکر کن توهم از مامان خیلی تشکر کردی الهی قربانت برم که خیلی مهربانی بووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووس آینده نوشت: راستی یه روز قضیه آجی مهربان را در یه پست اختصاصی برات مینویسم ...
25 دی 1391

عکس آوا

سلام اینا هم عکس های آوا خانومه برین ادامه مطلب دوست جونیا آواخانوم این جوری چشماش را لوس میکنه کفشاش را میخواد دربیاره هر چی میگن تمیزه ولی بچه مون خانومه عادت داره دم در کفشاش را دربیاره آوا با تعجب پریا را نگاه میکنه مامان الی اینا هم عکس های آواجون ببین خوشکلاش را گذاشتم دوباره انتقاد نکنی ها که عکس هایی که گذاشتم زشته ...
24 دی 1391

تشکر

سلام دوستای گلم فرناز در مسابقه نی نی با لباس زمستونی دوم شد ممنون از همتون که به فرناز رای دادین خیلی زحمت کشیدین براتون بتونیم جبران کنیم بووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووس ...
22 دی 1391

به نقل از وب گردی جک ترکی لری و...

بفرمایید ادامه مطلب خیلی جالبه حتما بخوانیدش به گزارش سرویس وبلاگستان مشرق ، یک روز یه ترکه ... اسمش ستارخان بود، شاید هم باقرخان.. ؛ خیلی شجاع بود، خیلی نترس.. ؛ یکه و تنها از پس ارتش حکومت مرکزی براومد، جونش رو گذاشت کف دستش و سرباز راه مشروطیت و آزادی شد، فداکاری کرد، برای ایران، برای من و تو، برای اینکه ما تو این مملکت آزاد زندگی کنیم یه روز یه رشتیه.. اسمش میرزا کوچک خان بود، میرزا کوچک خان جنگلی؛ برای مهار کردن گاو وحشی قدرت مطلق شاه تلاش کرد، برای اینکه کسی تو این مملکت ادعای خدایی نکنه؛ اونقدر جنگید تا جونش رو فدای سرزمینش کرد. یه روز یه لره... اسمش کریم خان زند بود، م...
18 دی 1391